فرایند سیاستگذاری (Policy Process) در اندیشکده مجموعهای از مراحل
پیوسته و تعاملی است که در آن مسائل عمومی شناسایی، تحلیل، و برای
تصمیمگیری عرضه به افکار عمومی و یا اشخاص ذیربط عرضه میگردد. و اگر در
عمل شکل اجرایی به خود گرفت، در مراحل بعدی مورد ارزیابی قرار میگیرد. این
مرحلهها عبارتند از:
1
. دستور کارگذاری (Agenda Setting) و یا صورتبندی مساله (Problem
Articulation).
کشور دچار مشکلات فراوانی است. لزوما، مشکلات در دستور کار اندیشکده قرار
نمیگیرند. بلکه آنها مورد کاوش قرار میگیرند تا امکان رسیدن به مساله و
یا مسالههای بنیادین فراهم آید. آنگاه، مساله و یا مسالهها با توجه به
ظرفیت اندیشکده در «دستور کار» قرار میگیرد. همانند «مسالهی ایران»،
«مسالهی آب» و یا «مسالهی شهر و حکمروایی شهری» در ایران.
اندیشکده آگاه است که مسالههای ملی تحت تأثیر عاملهایی چون بحرانها یا
شوکهای ملی و بینالملی، گروههای ذینفوذ و رسانه، گفتمانها و
ایدههای جدید و قدرت سیاسی و ترجیحهای گروههای ذینفوذ و تصمیمگیران
داخلی و خارجی است.
2
دوین سیاست (Policy Formulation)
در این مرحله، گزینههای ممکن برای مواجهه با مسئله مورد بررسی، طراحی و
مورد تحلیل قرار میگیرند و احیانا مورد قضاوت اندیشمندان در بیرون از
موسسه قرار خواهند گرفت. فعالیتهای کلیدی برای تدوین سیاست عبارتند از
تحلیل هزینه ـ فایده، مدلسازی و سناریوسازی، ارزیابی پیامدهای اقتصادی،
اجتماعی و نهادی و مذاکره میان گروههای مختلف.
3
عرضه سیاستها و یا بررسیهای مسالهمحور برای تصمیمگیری (Decision
Making)
در این مرحله نتیجهی بررسیها در قالب یک سیاست پیشنهادی و یا گزارش
تحلیلی، بسته به مورد انتشار عمومی و یا در اختیار اشخاص ذیربط قرار
میگیرد. این گزارشها در مدرسه شهرداد میتواند پایهی تربیت کنشگران
اجتماعی در حوزه مرتبط با موضوع مساله باشد. و همچنین در بخش رسانه در
راستای افزایش آگاهی عمومی مورد بهرهبردای و استفاده قرار گیرد. در هر
صورت، در این مرحله روابط قدرت، منافع نهادی و محدودیتهای حقوقی نقش
تعیینکننده دارند.
۴
اجرا (Implementation)
اندیشکده قاعدتا هیچ نقشی در زمینهی اجرای سیاستها و نتیجهی گزارشهای
پیشنهادی ندارد. حداکثر نقش اندیشکده توضیح، برگزاری سمینار و کنفرانس،
آموزش و کمک به پیادهسازی به اشخاص ذیربط در صورت قبول و درخواستشان
است. این مرحله غالباً پیچیدهتر از تصمیمگیری است؛ زیرا نیازمند
هماهنگی میان چند نهاد است. معمولا، ظرفیت سازمانی و منابع مالی و انسانی
نهادهای درگیر محدود است. و مقاومت سازمانی و یا ذینفعان ممکن است رخ
دهد.
5
ارزیابی (Evaluation)
در صورتیکه سیاست پیشنهادی و یا گزارش اندیشکده از سوی نهادی مورد پذیرش
و اجرا قرار گیرد، اندیشکده خود را متعهد به پایش و سنجش اثرات آن
میداند. لازمهی این کار، طراحی شاخصهای عملکرد، و اندازهگیری نتایج
واقعی در مقایسه با اهداف اعلامشده و ارزیابی میزان کارآمدی، اثربخشی،
عدالتمحوری و پایداری سیاست و یا راهکار پیشنهادی است. این ارزیابی
ممکن است داخلی، مستقل و یا بیرونی باشد.
۶
بازنگری و یادگیری (Policy Learning / Revision)
خروجی ارزیابی به معنای پایان کار نیست. اندیشکده باید از نتیجهی
سیاستها و یا پیشنهادهای خود درس بگیرد. درس گیری ممکن است که به اصلاح
سیاست و یا گزارش پیشنهادی منجر گردد و یا موجب تاکید بر اجرای آن شود. و
یا اساسا رویکرد جدیدی پیشنهاد گردد. در هر صورت، این مرحله به «چرخه
سیاستگذاری» معنا میدهد.
اندیشکده بر این امر واقف است که سیاستگذاری در دنیای واقعی خطی نیست و
این مراحل در عمل همپوشانی دارد. سیاستها اغلب تحت تأثیر ساختارهای
سیاسی–اقتصادی و محدودیتهای نهادی هستند. و ذینفعان قدرتهای متفاوتی
دارند که ممکن است جهت سیاستها و گزارشهای ارائه شده را تغییر دهند.